اخبار جدید
سلام نی نی گل من.
معذرت مامان. ازم ناراحت نشو. میدوم خیلی وقته نیومدم. مامانی یه کم افسردگی گرفته بود. هم به خاطرنبود تو و هم مریضیش. امروز حالم خیلی بهتره. عوضش خبرای خوبی دارم برات.
مامانی رفته دکتر. خدا رو شکر مشکلی واسه اومدنت ندارم اما نمیدونم چرا نمیای، دکتر بهم یه عالمه قرص و دارو داده اما من هنوز نخوردم. میخوام هنوز صبر کنم ، صبر کنم تا خودت بیایی. خبر بعدی اینکه مقاله مامنی قبوول شده حالا خیالم راحته واسه دفاع حداقل یه مقاله دارم. مامان اینقد اتفاقات خوب هست که نمیدونم کدومیکیشو بگم. اول هفته رفتیم عروسی یکی از اقوام بابایی. و مامانت مثل همیشه خیلی خیلی خوشکل شده بود :)) عروسی خوبی بود و من خیلی راضی بودم از اینکه کنار بابایی و کنار یه خونواده جدید بودم خیلی خوشحال بودم. اخر شب هم که واسه بوق بوق رفته بودیم از همش باحالتر بود و من ب قدت و با داد و سر و صدا کل مسیر رو داد کشیدم و دست زدم و جیغ کشیدم و هورا کشیدم. خیلیییییییییییی حال داد. عوضش 2 روز تمام از خستگی و سر درد خواب بودم.
راستی یه خبر خوووووووووووب . 2 تا عروسی دیگه در پیش داریم. دایی احسان و عمه میترا . :)))))))
من خیلی خوشحالم مخصوصا واسه عمه میترا و با تمام وجودم ارزوی خوشبختی براشون دارم.
مامانم این روزا خیلی باهات درد دل میکنم. شبا خوابتو میبینم. خودت میدونی واسه چی میخوامت. شرمندتم که ادم خودخواهی هستم اما بخدا بهت احتیاج دارم مامان. پسرم باید زودی بیایی پیش مامان. مامان بهت احتیج داره. خودت میدونی چرا. خودت میدونی قضیه چیه.
مامان نزار مامانت بیشتر از این غصه بخوره. ایشالا کاربابایی هم داره جور میشه. اگه این کار بابایی جور بشه نصف مشکلاتمون حل میشه.
عاشقتم مامان. این گل واسه بابایی که خیلی اذیتش کردم.

راستی بابت تاخیرم . یکی ازاشنایااان وبمو میخونه و من ناراحتم که میخونه. البته خودم ادرس دادم ولی خیلی خیلی پشیمون شدم. اما از ته دلم بهش میگم راضی نیستم وبمو بخونه. چند بار تصمیم گرفتم ادرسمو و اسم وبمو عوض کنم اما دلم نمیاد. پس دلم میخواد خودش دست برداره. این وبلاگ احساس من و خاطراتم واسه روزهای تنهایی من و همسرم است و دلم نمیخواد کسی احمقانه و با عقل ناقص قضاوت کنه.


اخبار جدید
